p-sh-komily



به مناسبت شهادت امام محمد تقي علیه السلام

شهادت امام محمد تقي علیه السلام,امام محمد تقی سلام الله علیه

به مناسبت شهادت امام محمد تقي علیه السلام
شناسنامه اماممحمد تقیعلیه السلام
مقام:امام نهم
نام:محمّد
لقب:جواد، التقی
کنیه:ابو جعفر
نام پدر:علی
نام مادر:خیزران
روز ولادت(ه ق):10 رجب سال 195 ه ق
مکان ولادت:مدینه-عربستان سعودی
سلاطین زمان تولّد:محمّد امین
مدت امامت(ه ق):17 سال
مدت عمر(ه ق):25 سال
روز شهادت(ه ق):30 ذیقعده سال 220 ه ق
فرمانروایان زمان:معتصم
قاتل:معتصم
محل دفن:کاظمین-عراق
فرزند پسر:4
فرزند دختر:7
نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام
آگاهیهای تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای ی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای " حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.
و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا علیه السلام به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا علیه السلام چنین بر می آید که امام جواد علیه السلام آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.
هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند.

او ت کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این ت، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد.

اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.
بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال204- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.(1) افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.
از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.(2) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :" لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته"؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.
مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.(3) این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت " صبی" اطلاق می شده است.
مكتب علمى امام جواد علیه السلام
ميrlm;دانیم كه یكى از ابعاد بزرگ زندگى ائمه ما، بعد فرهنگى آنها است. این پیشوایان بزرگ هركدام درعصر خود فعالیت فرهنگى داشته در مكتب خویش شاگردانى تربیت مىrlm;كردند و علوم و دانشهاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مىrlm;كردند، اما شرائط اجتماعى و ى زمان آنان یكسان نبوده است، مثلا در زمان امام باقرعلیه السلام و امام صادق علیه السلام شرائط اجتماعى مساعد بود و به همین جهت دیدیم كه تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق علیه السلام بالغ برچهار هزار نفر مىrlm; شد، ولى از دوره امام جواد تا امام عسكرى علیه السلام به دلیل فشارهاى ى و كنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود و ازاینrlm; نظر تعداد راویان و پرورش یافتگان مكتب آنان نسبت rlm;به زمان حضرت صادق علیه السلام كاهش بسیار چشمگیرى را نشان ميrlm;دهد.
بنابراین اگر مىrlm;خوانیم كه تعداد راویان و اصحاب حضرت جوادعلیه السلام قریب صد و ده نفر بودهrlm;اند (4) و جمعا 250 حدیث از آن حضرت نقل شده (5) ، نباید تعجب كنیم، زیرا از یك سو، آن حضرت شدیدا تحت مراقبت و كنترل ى بود و از طرف دیگر، زود به شهادت رسید و به اتفاق نظر دانشمندان بیش از بیست و پنجrlm; سال عمر نكرد!
درعین حال، باید توجه داشت كه در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهرهrlm;هاى درخشان و شخصیتهاى برجستهrlm;اى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زكریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند كه هر كدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى به شمار مىrlm;رفتند، و برخى داراى تالیفات متعدد بودند.
از طرف دیگر، روایان احادیث امام جوادعلیه السلام تنها در محدثان شیعه خلاصه نمىrlm;شوند، بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل كردهrlm;اند. به عنوان نمونه <<خطیب بغدادىrlm;>> احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل كرده است. (6) هم چنین حافظ <<عبد العزیز بن اخضر جنابذىrlm;>> در كتاب <<معالم العترة الطاهرةrlm;>> (7) و مؤلفانى نیز مانند: ابو بكر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل كردهrlm;اند. (8)
نحوه شهادت حضرت
درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمده است.(9)
فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال 220، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های ی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها 25 سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.
مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت را مشکوک دانسته است.(10) بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.(11)
پاره ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصم عازم بغداد شده است.(12) در حالی که منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.(13) ابن صبّاغ نیز با عبارت" اِشخاص المعتصم له من المدینة"(14) این مطلب را تأیید کرده است.
مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه به بغداد نزد معتصم آمده بود.(15) ام فضل پس از شهادت امام، به پاس این عمل خود به حرم خلیفه پیوست.(16) این نکته را نباید از نظر دور داشت که ام فضل در زندگی مشترک خود با امام جواد علیه السلام از دو جهت ناکام مانده بود:
نخست آن که از آن حضرت دارای فرزندی نشد.
دوم آن که امام نیز چندان توجهی به وی نداشت .
ام فضل یک بار (گویا از مدینه) نامه ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد و از این که امام چند کنیز دارد گله نمود، ولی مأمون در جواب او نوشت:
ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایتها نکن.(17) به هر حال، ام فضل پس از مرگ پدر، امام را در بغداد مسموم کرد و راه یافتن او به حرم خلیفه و برخورداری از مواهب موجود در آن، نشانی از آن است که این عمل به دستور معتصم انجام شده است.() و بالاخره امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و حرم مطهر ایشان در کاظمین عراق قرار دارد که ملجا و پناهگاه عاشقان ایشان است .


فضیلت و اعمال شب قدر

فضیلت و اعمال شب قدر

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است:از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

"انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند:ماه مباركبه شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي نصيب مانده است و محروم نمي ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است:كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن ها را چند برابر مي فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي شود.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند:كسي كه شب قدر را شب زنده داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز دربارهشب قدرفرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده داري كند، گناهانش آمرزيده مي شود.

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي خورد.

درشب قدربه خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

اعمال شب های قدر
شب نوزدهم :اين شب با عظمت آغاز شبهاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبىrlm; و فضليت آن يافت نمی rlm;شود،و عمل در اين شب (شب قدر)از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدير امور سال در اين شب صورتrlm; میrlm;گيرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در اين شب به اذن پروردگار به زمين فرود می rlm;آيند،و به محضر امام زمان(عج) می rlm;رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه میrlm;دارند.

و اعمالشبهاى قدربر دو نوع است: يكى اعمالى كه در هر سه شب بايد انجام داد،و ديگر اعمالى كه مخصوص به هر يك از شبهاى قدر است

اوّل:اعمالى است كه در هر سه شب بايد انجام داد،و آن چند عمل است:

اوّل:غسل كردند.علاّمه مجلسى فرمودهrlm; بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گيرد،كه نماز شام را با غسل بخواند.

دوم:دو ركعت نماز كهrlm; در هر ركعت پس از سوره<<حمد>>،هفت مرتبه<<توحيد>>خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگويد،استغفر اللّه و اتوب اليه در روايت نبوى است:كه از جاى برنخيزد تا خدا او و پدر و مادرش را بيامرزد،تا آخر خبر. سوم:قرآن مجيد را باز كند و در برابر خود گرفته و بگويد:


اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ.


خداى از تو درخواست مىrlm;كنم به حق كتاب نازل شدهrlm;ات،و آنچه در آن است،و در آن است نام بزرگتrlm;ترت،و نامهاى نيكوترتrlm; و آنچه بيمrlm;انگيز است و اميدبخش،اينكه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهى.

فضیلت و اعمال شب قدر


سپس هر حاجت كه دارد بخواهد.


اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
خدايا به حق اين قرآن،و به حق كسىrlm;كه آن را بر او فرستادى،و به حقrlm; هر مؤمنى كه او را در قرآن ستودى،و به حق خود بر آنان،پس احدى شناساتر از تو به حق تو نيست
سپس ده مرتبه بگويد:

بِكَ يَا اللَّهُ(به ذاتت اى خدا)،و ده مرتبهبِمُحَمَّدٍ(به حق محمّد)،و ده مرتبهبِعَلِيٍّ (به حق على)،و ده مرتبهبِفَاطِمَةَ(به حق فاطمه)،و ده مرتبهبِالْحَسَنِ(به حق حسن).،و ده مرتبهبِالْحُسَيْنِ(به حق حسينrlm;).،و ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ(به حق على بن الحسين)،و ده مرتبهبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ(به حق محمّد بن على).،و ده مرتبهبِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(به حق جعفر بن محمّد )،و ده مرتبهبِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (به حق موسى بن جعفر).،و ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى(به حق على بن موسى).،و ده مرتبهبِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ(به حق محمد بن على).، ده مرتبهبِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ(به حق على بن محمّد )،و ده مرتبهبِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(به حق حسين بن على).،و ده مرتبهبِالْحُجَّةِ(به حق حجّت).


پس هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه.

پنجم:حضرت سيد الشهّدا عليه السّلامrlm; را زيارت كند.در روايت آمده:هنگامى كه شب قدر مىrlm;شود،منادى از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر می دهد كه خدا هركه را به زيارت مزار امام حسين عليه السّلام آمده آمرزيد.

ششم:اين شبها (شب های قدر) را احيا بدارد،روايت شده هركه شبrlm; قدر را احيا بدارد،گناهانش آمرزيده مىrlm;شود،هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگينى كوهها و پيمانه درياها باشد.

هفتم:صد ركعت نماز بجا آورد،كه فضليت بسيار دارد و بهتر آن است كه در هر ركعت پس از سوره<<حمد>>،دهrlm; مرتبه<<توحيد>>بخواند.هشتم:اين دعا را بخواند،


اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْدا دَاخِرا لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعا وَ لا ضَرّا وَ لا أَصْرِفُ عَنْهَ

سُوءا أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي فَصَلِّ عَلَى

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ

فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ

الْفَقِيرُ الْمَهِينُ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْنِي نَاسِيا لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي وَ لا [غَافِلا] لِإِحْسَانِكَ

فِيمَا أَعْطَيْتَنِي وَ لا آيِسا مِنْ إِجَابَتِكَ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ [كُنْتُrlm;] أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ

شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ


خدايا شام كردم درحالىrlm;كه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم،كه براى خويش سود و زيانى را به دست ندارم،و نمىrlm;توانم از خود پيشrlm;آمد بدى را بازگردانم،به اين امر بر خويش گواهى مىrlm;دهم،و در پيشگاهت به ناتوانى و كمى چارهrlm;ام اعتراف مىrlm;كنم،خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنچه را به من و همه مردان و ن مؤمن،از آمرزش در اين شب وعده دادى وفا كن، و آنچه را به من عنايت فرمودهrlm;اى كامل ساز،كه من بنده بيچاره،درمانده،ناتوان،تهيدست خوار توام.خدايا مرا فراموش كنندهrlm; ذكرت قرار مده،در آنچه سزاوار آنم فرمودى،و نه فراموش كننده احسانت،در آنچه عطايم نمودى،و نه نااميد از اجابتت،گرچه مدّت زمانى طولانى گردد،چه در خوشى يا ناخوشى،يا سختى،يا آسانى،يا عافيت،يا بلا،يا تنگدستى،يا در نعمتrlm; همانا تو شنونده دعايى.


اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه در شب های قدر،در حال قيام و قعود و ركوع و سجود مىrlm;خواندند،و علاّمه مجلسى فرموده:بهترين اعمال در اين شبها،درخواست آمرزش و دعا است،براىrlm; حوايج دنيا و آخرت خود،و پدر و مادر و خويشان،و برادران و خواهران مؤمن،چه آنانrlm;كه زندهrlm;اند،و چه آنانrlm;كه از دنيا رفتهrlm;اند،و خواندن اذكار،و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام به هر اندازه كه بتواند و در بعضى از روايات وارد شده:دعاىrlm; جوشن كبير را در اين سه شب بخواند.فقير گويد:كه دعاى جوشن كبير را در بخشهاى پيش آوردهrlm;ام.روايت شده كه خدمتrlm; رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض شد:اگر شب قدر را يافتم،از خداى خود چه بخواهم؟فرمود:عافيت. دوّم:اعمال مخصوص هر يك از اين شبها است.


تاریخ شروع ماه رمضان 1397 برابر با روز پنجشنبه 27 اردیبهشت است و در تاریخ 24 خرداد به پایان می رسد. شروع ماه رمضان در تقویم میلادی مصادف با 17 می سال 20 می باشد. با توجه به اینکه برای شروع ماه رمضان نیاز به رویت هلال ماه می باشد این تاریخ ممکن است جابجا گردد و ماه رمضان 1397 از 26 اردیبهشت ماه آغاز شود.
تاریخ شروع ماه رمضان 97 چه روزی است؟
فرا رسیدن ایام پر برکت و باشکوه ماه نزول قرآن بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد. ماه رمضان از برترین ماه های خداوند است که باری تعالی هر ساله آن را برای شستشوی مومنین از گناه قرار داده است. این ماه در تقویم شمسی و در سال 1397 چه روزی آغاز می گردد؟

تاریخ شروع ماه رمضان سال ۱۳۹۷

ماه رمضان سال ۹۷ با توجه به تقویم جلالی و قمری در روز پنجشنبه برابر با ۲۷ اردیبهشت ماه آغاز می گردد. با توجه به عدم قطعیت رویت هلال ماه این تاریخ می تواند به مانند سال های گذشته دستخوش تغییراتی گردد. معادل تاریخ شروع ماه مبارک رمضان در تقویم میلادی ۱۷ ماه می سال ۲۰۱۸ می باشد. ماه رمضان در تاریخ پنجشنبه ۲۴ خردادماه به پایان می رسد.
ماه رمضان نهمین ماه از ماه های سال قمری است که بین ماه شعبان و شوال واقع است و در قرآن کریم از ماه های دوازده گانه غیر از ماه رمضان نام هیچ ماه دیگری نیامده. <<رمضان>> در لغت از <<رمضاء>> به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن می باشد. چون در این ماه گناهان انسان بخشیده می شود، به این ماه مبارک رمضان گفته اند.

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی.

فضائل و برتری ماه رمضان

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: <<انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب؛ ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند.>>
ماه رمضان یکی از چهار ماهی است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است. (مگر جنبه دفاع داشته باشد.)
از فضائل و برتری این ماه نسبت به ماه های دیگر سال می توان به نزول کتب آسمانی، روزه داری، وجود شب های پر فیض قدر و . اشاره کرد.
ابن عباس ازرسول خدا (ص)روایات کرده است که فرمود: <<وقتی شب قدر می شود، ملائکه ای که ساکن درسدره المنتهی هستند و جبرئیل، یکی از ایشان است، نازل می شوند، درحالی که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده، پرچم هایی را، به همراه دارند، یک پرچم، بالای قبر من، و یکی بربالای بیت المقدس، و پرچمی درمسجد الحرام و پرچمی برطورسینا، نصب می کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنه ای در این نقاط نمی ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام می کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد.>> (تأویل الآیات الظاهره، استرآبادی، ص. ۷۹۰)

بیشتر بدانید:

ازامام صادق (ع)در درباره ماه مبارک رمضان نقل شده است: <<هرگاه روزه گرفتی، گوش و چشمت را از حرام، روزه بدار و همه اعضا و اندامت را از زشتی و پرگویی و اذیت کردن خدمتکارت باز دار. باید وقار روزه در تو باشد، تا می توانی، خاموش باش، مگر از ذکر خدا، و روزی که روزه داری با روزی که روزه نداری، یکسان نباشد، از خندیدن با صدای بلند، دوری کن؛ زیرا خداوند این کار ها را دشمن داند.>> (بحار/۹۳/۲۹۲)
تاریخ شروع ماه رمضان 97 چه روزی است؟

روزه داری فقط گرسنگی و تشنگی نیست، روزه داری پاک کردن خویش از معصیت در محضر خداست. روزه داری شاد کردن دل دیگران است. روزه داری حفظ کردن آبرو و نریختن آبروی مومنین است. روزه داری کمک به فقرا و سیر کردن دل یتیمان است و .
بیایید رمضان را بهانه ای برای خوب شدن، شناخت خدای خویش و پاکیزه شدن از گناهان قرار دهیم. این لحظات طلایی عمر را بیهوده تلف نکنیم که هرگز باز نخواهند گشت.

مسافر پرواز رمضان، پروازت بی خطر؛ امیدوارم توشه ات فراوان باشد و سهم سوغات من دعای شب های قدرت!

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22بهمن پيروزي انقلاب اسلامي ايران

22بهمن :در روز 22 بهمن 1357، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در روز 22 بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي 2500 ساله و ظلم و استبداد بيش از 50 ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه كن شد و به خواست الهي حكومت جمهوري اسلامي تأسيس شد.


وقایع ۲۲ بهمن

وقایع ۲۲ بهمن :در روز 22 بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57


تصمیم شورای عالی ارتش در روز 22 بهمن


روز 22 بهمن :ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.

22بهمن22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57
متن پيام امام خميني (ره) در روز 22 بهمن 57
متن پيام امام خميني (ره) در روز22 بهمن57 به اين شرح است؛

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران! در اين لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالي مبارزات قهرمانانه شما سدهاي استبداد و استعمار را يكي پس از ديگري مي شكند و انقلاب اسلامي شما شكوفه ها و ميوه هاي خود را آشكار مي سازد، لازم مي دانم ضمن اظهار تشكر و قدرداني از يك يك شما برادران و خواهران چند نكته را يادآوري نمايم:

شما در جريان مبارزات گذشته رشد اسلامي و انقلابي خود را آشكار كرده ايد و اكنون بيش از پيش لازم است كه اين رشد را به جهانيان نشان دهيد تا جهانيان بدانند مردم مسلمان ايران مي توانند بدون قيمومت اين و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمايند.

لهذا از شما مي خواهم كه اولا مانع آشوب و هرج و مرج بشويد و نگذاريد آشوبگران مغرض به عملياتي از قبيل غارت، آتش سوزي، مجازات متهمان و از بين بردن آثار علمي و فني و صنعتي و هنري و اتلاف اموال عمومي و خصوصي دست بزند. دشمن براي خراب كردن چهره نهضت از طريق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در ميان توده مسلمان دست به چنين كارها مي زنند تا نهضت ما را ارتجاعي و وحشيانه قلمداد نمايند. من اكيدا اعلام مي كنم كه هر كس دست به چنين عملياتي بزند از جامعه انقلابي ملت مطرود و در پيشگاه خداوند متعال مسئول است.

ثانيا توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در كمين ماست. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه همه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد.

ثالثا افرادي از دشمن كه به عنوان اسير در اختيار شما قرار مي گيرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهيد. همچنان كه سنت اسلامي است به اسيران محبت و مهرباني كنيد و البته دولت اسلامي به موقع آنها را محاكمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد كرد.

از همه شما برادران و خواهران عزيزم مي خواهم كه با دولت موقت انقلابي اسلامي كه وارث يك سلسله خرابي هاي دولتهاي فاسد گذشته است همكاري نمائيد تا به حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
روح الله الموسوي الخميني
22/11/57

پیروزی انقلاب در 22 بهمن


پیروزی انقلاب در 22 بهمن :با وجود همه ناباوريها و تمامي تلاشهايي كه در سطح بين المللي براي حفظ رژيم شاه و جلوگيري از موفقيت امام خميني بعمل آمد، انقلاب اسلامي در مرحله نخست مبارزات خويش در روز 22 بهمن پيروز گرديد و از اين جهت پيروزي آن بيشتر به يك معجزه شبيه بود تا تحولي عادي. به جز امام خميني و توده هاي بيشماري كه خارج از تحليل هاي معمول، به گفته ها و وعده هاي امام باور قلبي داشتند، عموم تحليل گران سياسي و همه كساني كه در رخدادها و حوادث ايران دخيل بودند وقوع چنين پيروزي را، حتي تا روزهاي واپسين عمر رژيم شاه ناممكن مي دانستند.
چنين بود كه از صبحدم22 بهمن1357 خصومت با نظام نوپاي اسلامي در پهنه اي گسترده آغاز شد. جبهه دشمنيها را آمريكا رهبري مي كرد و دولت انگليس و برخي دول اروپايي ديگر به همراه تمامي رژيمهاي وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند. شوروي (سابق) و اقمار آن نيز ناخرسند از اتفاقي كه در ايران افتاده و به حاكميت دين منجر گرديد، با آمريكائيها در بسياري از خصومتها همسو شدند. نمونه بارز اين هم پيماني در همنوائي نيروهاي چپ و راست ضدانقلاب داخل كشور كه بعدها اسناد وابستگي آنان به سفارتخانه هاي شوروي و آمريكا افشا گرديد و از آن بارزتر هماهنگي همه جانبه دو كشور در تجهيز صدام و حمايت از او در جنگ با جمهوري اسلامي را مي توان مشاهده كرد. اما امام خميني با همان منطقي كه نهضت اسلامي را آغاز كرده بود، در اوج فتنه ها و فشارهاي خارجي انقلاب را هدايت كرد و آن را با اراده خويش به دوره سازندگي و ثبات هدايت نمود.
نهضتي كه امام خميني پرچمدار و پايه گذار آن بود، توانست در روز 22 بهمن غبار از چهره اسلام زدوده و سيماي حقيقي آن را پس از 14 قرن به جهان تشنه عدالت بنماياند. به همين دليل است كه انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام به عنوان <<انقلاب امام خميني>> شناخته شده است.
به همين علت است كه تاكنون هيچ يك از طرحهاي سياسي و اقتصادي و نظامي آمريكا عليه ايران كه غالباً با حمايت يا سكوت متحدان منطقه اي و جهاني آن كشور همراه بوده، به نتيجه نرسيده است. و به همين دليل است كه پس از گذشت سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوريسين ها و سياستمداران اروپائي و آمريكائي بر ضرورت پذيرش و تحمل واقعيت انقلاب و جايگاه جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي تاكيد مي كنند.


نهضتي كه در22 بهمن1357 به پيروزي رسيد، امروزه براي بسياري از ملل جهان چراغ راه زندگي است.


از اين رو<<22 بهمن>>تنها نبايد به عنوان روز پاياني يك رژيم سياسي و آغازي بر حيات رژيم ديگر تلقي گردد. بلكه بايد از آن به عنوان سرفصلي برجسته در تاريخ سياسي ايران و نقطه اي عطف در روند مبارزات ملت ايران ياد كرد.

عوامل پیروزی در 22 بهمن

پیروزی شکوهمند 22 بهمن 57، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- ایمان به خداوند متعال

2- رهبری متقی و فقیه آگاه; امام خمینی رحمه الله

3- اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت.

4- استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و . بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود.

22 بهمن و حیرت جهانیان :

در دوران معاصر ، روز 22 بهمن پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ، *حادثه مهم و حيرت انگيزي براي جهانيان بود . اين حادثه بزرگ قرن ، از يك سو معادلات سياسي استكبار را در ادامه سياست سلطه و تقسيم استعماري جهان بر هم زد و از سوي ديگر ، يكي از استوارترين رژيمهاي وابسته را ريشه كن ساخت و در كشور ايران ، *با اهميتي كه از نظر استراتژيكي و اقتصادي براي قدرتهاي بزرگ جهان داشت ، تحولي سياسي ـ مردمي و عظيم به وجود آورد و يك بار ديگر اسلام به عنوان قدرت تعيين كننده در جهان مطرح شد و چشم انداز وحدت جهان اسلام و ايستادگي در برابر استعمار كهنه و نو ، ايجاد قطب سياسي جديد در جهان و فروريزي رژيمهاي وابسته و تحميلي را در سرزمينهاي پر نعمت اسلامي ، در برابر ديدگان مشتاق بيش از يك ميليارد مسلمان گشود و موجي از وحشت و اضطراب رادر دلهاي جهانخوران پديد آورد.

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57


AWT IMAGE

میلاد نور مبارک ولادت حضرت پیامبر اکرم (ص) و ولادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

را برتمام مسلمین جهان تبریک عرض می نمائیم

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

میلاد مسعود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله - اول عام الفیل / ۱۷ ربیع الاول

آخرین پیامبر الهی در 17 ربیع الاوّل از پدری به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادری به نام " آمنه بنت وهب" دیده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تیره و تاریک، به ویژه عربستان را روشن گردانید. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پیش از تولد فرزندش محمد(ص)، در حالی که همسرش آمنه، به چنین فرزندی، حامله بود، به همراه سایر بازرگانان قریش، جهت سفر تجاری عازم شام گردید و در بازگشت از شام، در یثرب(مدینه منوّره) بیمار شد و در همان جا درگذشت و توفیق دیدار نوزاد خویش را نیافت. وفات عبدالله، دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود. امّا آمنه، مادر گرامی رسول خدا(ص)، که به تقوا، عفت و پاکیزگی در میان بانوان قریش معروف بود، پس از تولد نور دیدهrlm;اش حضرت محمد(ص)، چندان در این دنیای فانی زندگی نکرد. وی، دو سال و چهار ماه و به روایتی شش سال، پس از میلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از یثرب، در مکانی به نام "ابوا" بدرود حیات گفت و در همان مکان مدفون شد. رسول خدا(ص) پس از تولد، در کفالت جدش عبدالمطلب، بزرگ و سید قریش مکه، قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شیر دادن نور دیدهrlm;اش محمد(ص)، در آغاز وی را به "ثویبه"، آزاد شده ابولهب سپرد ولی پس از مدتی وی را به "حلیمه دختر عبدالله بن حارث سعدیه" واگذار کرد. حلیمه، در ظاهر اگر چه دایه وی بود، ولی در حقیقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادری کرد. پیامبر اسلام(ص) از دوران کودکی دارای دو نام بود. یکی "محمّد" که جد بزرگوارش عبدالمطلب، برای وی برگزید و دیگری "احمد" که مادر ارجمندش آمنه، آن را انتخاب کرده بود. از امام صادق)ع( روایت شد که ابلیس، پس از رانده شدن از رحمت الهی، میrlm;توانست به هفت آسمان رفت و آمد کند و خبرهای آسمانی را گوش دهد، تا این که حضرت عیسی (ع) دیده به جهان گشود، از آن پس، ابلیس از سه آسمان فوقانی ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پایینrlm;تر، رفت و آمد میrlm;کرد. ولی چون حضرت محمد(ص) به دنیا آمد، ابلیس از تمام آسمانrlm;ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گردید و غیر از او، تمامی شیاطین نیز با تیرهای شهاب از آسمان رانده شدند. هم چنین روایت شده است که هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص)، ایوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره آن فرو ریخت و آتش آتشکده بزرگ فارس خاموش شد؛ دریاچه ساوه خشک گردید؛ بتrlm;های مکه سرنگون شدند؛ نوری از وجود آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگrlm;ها را روشن کرد؛ انوشیروان، پادشاه ساسانی ایران و مؤبدان بزرگ دربار وی، خوابrlm;های وحشتناکی دیدند؛ پس از استقرار در زمین، گفت: اَللّهُ أکْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثیراً، سُبْحانَ اللّهِ بُکْرَهً وَ أصیلاً. گفتنی است که تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه و اهل سنت، با این که در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و میrlm;گویند که آن حضرت در اوّل عام الفیل، برابر با سال 570 میلادی و در ماه ربیع الاوّل دیده به جهان گشود، ولی درباره روز تولد وی، اختلاف نظر دارند. شیعیان، معتقدند که رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربیع الاوّل، به دنیا آمد و اهل سنت میrlm;گویند که تولد وی، روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بوده است.اما از این که سال تولد پیامبر(ص) را "عام الفیل" میrlm;نامند، بدین جهت است که دو ماه و هفده روز پیش از تولد پیامبر)ص، یعنی در نخستین روز محرم سال 570 میلادی، فیل سواران "ابرهه" به مکه هجوم آورده و قصد نابودی کعبه و مسجدالحرام را نمودند ولی با معجزه شگفت الهی سرکوب شدند.

AWT IMAGE

17 ربیع الاول - زادروز فرخنده امام جعفر صادق (ع) - سال 83 هجری قمری

امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روایتی در روز دوشنبه، هفدهم ربیعrlm;الاوّل سال 83 قمری دیده به جهان گشود و عالم انسانی را با انوار طیّبه خویش تابناک نمود. پدرش امام محمد باقر)ع ( وی را به نام عموی نیاکانش جعفر طیّار(ع)، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) دارای یک کنیه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو کنیه غیر معروف به نامrlm;های " ابواسماعیل" و " ابوموسی" بود. هم چنین، دارای القابی چند بود که معروفrlm;ترین آنrlm;ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.

شیعیان و محبّان اهل بیت(ع)وی را به " صادق آل محمد(ص) " میrlm;شناسند. زیرا آن حضرت، هرگز سخنی جز راست و درست، چیزی نفرمود. پدر ارجمندش ،امام محمد باقر (ع) است که نَسَب وی با دو واسطه به امیر مؤمنان حضرت علی (ع) و با سه واسطه به پیامبر اکرم (ص) منتهی میrlm;گردد.

مادر گرامی امام جعفر صادق (ع)، فاطمه، معروف به " اُمّ فروه" از ن نیکو سرشت، نیکوکار و نیکورفتار عصر خویش بود. این بانوی باتقوا و متدّین، از جهت فضیلت و منقبت، سرآمد ن روزگار خود به شمار میrlm;آمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وی فرمود: مادرم از نی بود که ایمان داشت، تقوا پیشه کرده و نیکوکاری میrlm;نمود و خدا، نیکوکاران را دوست دارد.

امام جعفر صادق (ع) به مدت دوازده سال، حیات با برکت جدّ گرامیrlm;اش امام زین العابدین (ع) را درک کرد و از مکتب تربیتی و علمی وی بهره وافر یافت. هم چنین، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شریف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رویدادهای مهم در کنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع)، 33 سال و ده ماه (از ذی حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمری) بود و در ایّام زندگی با برکت خویش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفای اموی و دو تن از خلفای عباسی به شرح ذیل معاصر بود:

1- عبدالملک بن مروان (65 - 86 ق )

2- ولید بن عبدالملک (86 - 96 ق )

3- سلیمان بن عبدالملک (96 - 99)

4- عمر بن عبدالعزیز (99 - 101 ق )

5- یزید بن عبدالملک (101 - 105 ق)

6- هشام بن عبدالملک (105 - 125 ق )

7- ولید بن یزید (125 - 126 ق )

8- یزید بن ولید (126 - 126 ق )

9- مروان بن محمد (126 - 132 ق ) 10

- ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق )

11- منصور دوانقی (136 - 158 ق )

گفتنی است که نُه نفر اوّل از طایفه بنی امیه و دو نفر آخر از خاندان بنی عباس بودند و آن حضرت از هر دو طایفه، سختیrlm;ها و بیrlm;مهریrlm;های فراوانی دید؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهای دوران خلافت ستم کارانه امویان و در آغاز خلافت فریبrlm;کارانه عباسیان میrlm;زیست، فرصت مناسبی به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از یک طایفه غاصب، به طایفه غاصب دیگر و سرگرم شدن آنان به یکدیگر، مکتب اهل بیت (ع) را به مسلمانان بشناساند و زمینه ترویج و تبلیغ این مکتب را مهیّا سازد و از این راه، بیشترین بهره را نصیب اسلام و مسلمانان نماید.

آن حضرت با تشکیل حوزه علمیه و تعلیم شاگردانی مبرز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفی در جهان اسلام و مذهب شیعه پدید آورد و جهانیان را با اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب حیات بخش اهل بیت (ع) آشنا ساخت. به همین جهت، وی را پایه گذار مذهب "امامیه" دانسته و شعیان امامی اثناعشری را " شیعه جعفری" میrlm;گویند. سرانجام این امام همام، در 65 سالگی به وسیله زهری که منصور دوانقی، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدینه، به آن حضرت خورانید، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسید. تاریخ شهادت وی، 25 شوال سال 148 قمری میrlm;باشد. امام موسی کاظم (ع) به همراه سایر فرزندان امام جعفر صادق (ع)، بدن مطهر پدر را پس از غسل، کفن و نماز، در جوار قبر پدر و جدش و عموی پدرش در قبرستان بقیع به خاک سپردند.

AWT IMAGE


شهادت

روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت امام عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند.

کرامت امام(ع)

علی بن زید گفت: من اسبی داشتم و بدان می نازیدم و در هر جا از او سخن می گفتم. یک روز خدمت ابومحمد علیه السلام رسیدم. به من فرمود اسبت چه شد؟ گفتم آن را دارم و هم اکنون بر در خانه شماست. فرمود: تا شب نرسیده، اگر خریداری پیدا شد آن را عوض کن و تأخیر مکن. در آن هنگام کسی بر ما وارد شد و رشته سخن را برید. من اندیشناک برخاستم و به خانه رفتم و به برادرم گزارش دادم. در پاسخ من گفت: من نمی دانم چه بگویم. از فروشش به مردم دریغم آمد. چون شب شد نوکری که آن اسب را تیمار می کرد آمد و گفت: ارباب! اسبت مرد. مرا غم فرا گرفت و دانستم امام از گفتار خود این را در نظر داشته است.

گوشه ای از زندگی امام

یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند. از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر ست اجباری داشتند <<عسکری>> نامیده می شود. از مشهورترین القاب حضرت نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش 28 سال بود و در سال 260 ه. ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

تدبیر امام

ابوهاشم جعفری می گوید: ما در زندان بودیم که امام حسن عسگری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و دور ایشان جمع شدیم. در زندان مردی عجمی بود و ادعا می کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وی شد و فرمود: اگر در جمع شما بیگانه نبود به شما می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد عجم اشاره فرمود که بیرون برود و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست. از او برحذر باشید. او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده است که در لباس های اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و آن گزارش را که در لباسش، پنهان کرده بود، پیدا کرد. او مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.

کوشش های علمی حضرت

گرچه امام حسن عسکری علیه السلام به حکم اوضاع نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسیان برقرار کرده بود، موفق به گسترش دامنه دانش خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، در همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند. شیخ طوسی(ره) شاگردان حضرت را م از صدنفر ثبت کرده است که در میان آنها چهره های روشن و شخصیت های برجسته ای مانند احمد اشعری قمی، عثمان بن سعید عَمْری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می خورند.

کرم امام

امام حسن عسگری علیه السلام همچون سایر پدران بزرگوار خود منبع جود و سخا بود و در بسیاری از مواقع قبل از این که کسی چیزی بخواهد، او را بی نیاز می کرد.

از ابویوسف، شاعر هم عصر حضرت، نقل شده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. کاغذی به عده ای نوشتم و از آنها کمک خواستم، اما از آنها ناامید شدم. در این هنگام ابوحمزه، فرستاده امام حسن عسگری علیه السلام ، در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت و در آن چهارصد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نورسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برایت برکت قرار دهد.

شکوه و عظمت امام

گروهی از عباسیان نزد صالح، که از مخالفان حضرت بود، رفتند و به او گفتند بر امام سخت بگیر و او را لحظه ای راحت نگذار. صالح گفت دو نفر از نانجیب ترین مردانی که می توانستم پیدا کنم بر او گماشتم. اما آن دو نفر تحت تأثیر او واقع شدند و در عبادت و نماز و روزه کوشا شدند. آنها را احضار کردم و پرسیدم در آن مرد چه دیدید؟ آنها گفتند چه می توانیم بگوییم درباره مردی که روز را روزه می گیرد و شب را تماما بیدار است و شب زنده داری می کند. نه سخن می گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می شود و هنگامی که به او نگاه می کنیم زانوانمان به لرزه می افتد و حالی به ما دست می دهد که نمی توانیم خود را نگه داریم. عباسیان هنگامی که این را شنیدند ناامید و سرافکنده برگشتند.

پند و نصیحت امام

محمد بن حسن گفت نامه ای به امام عسگری علیه السلام نوشتم و از تنگدستی شکایت کردم سپس با خود گفتم مگر امام صادق علیه السلام نفرمودند که فقر و تنگ دستی با ما بهتر از توانگری با دیگران است و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

امام در پاسخ نوشت: هر گاه گناهان دوستان ما زیاد شود خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان می گذرد. هم چنان که پیش خود گفته ای تنگدست بودن با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناه گاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم. ما نگهدار کسانی هستیم که برای نجات از گمراهی، به ما متوسل می شوند.

حجت یازدهم

حجت یازدهم نور ولایتْ حَسَنم کینه اهل ستم کرده جَلای وطنم
پدر ختم امامان، وصی ختم رُسل ولی امر خدا واقف سرّ و عَلَنم
والد حجت ثانی عشر و ناصر دین خدا مالک مُلک وجود و ولی مُؤتمنم
معتمد زهر خورانیده مرا از ره جور کین چنین سوخته بال من و فرسوده تنم

شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي

شهادت امام رضا (ع),نحوه شهادت امام رضا (ع),زندگینامه امام رضا (ع)

شرح شهادت امام رضا (ع) در منابع اسلامي
در روايتي از اباصلت آمده است: <<مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.>>


درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بيشتر عالمان شيعه و همچنين تعداد زيادي از علماي اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف نظرهايي وجود دارد؛ اما قول مشهور اين است كه آن حضرت، توسط <<مأمون>> خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيد.


برخي از علماي اهل سنت بر اين نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتري امام رضا (ع) در برابر علما استدلال مي كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و.
در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي توان استناد كرد.


همچنين عده اي از علماي اهل سنت نيز بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن جوزي مي گويد: <<وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.>> اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي رسد؛ زيرا <<بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.>>


همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي گويد: <<موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند.>>


عده اي از پژوهشگران معتقدند كه شورش عباسيان در بغداد و تصميم مأمون براي حضور در اين شهر، سبب شد تا اطرافيان اين خليفه به وي هشدار دهند كه در نبود وي و حضور وليعهد ـ كه منظور امام رضا (ع) بود ـ كار حكومت به مشكل برخواهد خورد و به همين دليل، مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت رساند.
به نظر مي رسد انگيزه اصلي مأمون در به شهادت رساندن امام رضا (ع) همين مطلبي باشد كه ذكر شد. چرا كه قيام عباسيان در بغداد جز به خاطر ترس از روي كار آمدن علويان نبوده است.


طبري مي نويسد: <<مأمون نامه اي به بني عباس در بغداد نوشت و مرگ علي بن موسي (ع) را به آنان اعلام كرد و از آنان خواست كه به اطاعت او درآيند؛ زيرا دشمني آنان با او جز با بيعت وي با علي بن موسي (ع) نبوده است.>>

شهادت امام رضا (ع),نحوه شهادت امام رضا (ع),زندگینامه امام رضا (ع)

از ديگر موجباتي كه مورخان در قتل امام رضا (ع) ذكر كرده اند، كينه اي مي دانند كه مأمون از امام رضا (ع) به دل گرفته بود. طبرسي مي نويسد: <<علتي كه موجب شد مأمون، امام رضا (ع) را به شهادت برساند، اين بود كه آن حضرت بي محابا (و بدون ترس) حق را در برابر مأمون اعلام مي كرد. در بيشتر موارد در مقابل او قرار مي گرفت كه موجب عصبانيت و كينه او مي شد.>>


همانگونه كه بيان شد، از نظر روايات شيعي، شكي نيست كه مأمون، حضرت رضا (ع) را مسموم كرد. اما اينكه كيفيت اين عمل چگونه بوده است، چند نوع روايت وجود دارد كه به آنها اشاره مي كنيم.


روايتي را شيخ مفيد از عبدالله بن بشير نقل كرده كه عبدالله گفت: <<مأمون به من دستور داد كه ناخن هاي خود را بلند كنم . سپس مرا خواست و چيزي به من داد كه شبيه تمر هندي بود و به من گفت: اين را به همه دو دست خود بمال . سپس نزد امام رضا (ع) رفت و به من دستور داد كه انار براي ما بياور. من اناري چند حاضر كردم و مأمون گفت: با دست خود آن را بفشار.

من فشردم و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از خوردن آن آب انار، دو روز بيشتر زنده نماند.>>


روايت ديگري را شيخ مفيد از محمد بن جهم ذكر كرده كه مي گويد: <<حضرت رضا (ع) انگور دوست مي داشت. پس قدري انگور براي حضرت تهيه كردند. در حبه هاي آن به مدت چند روز سوزن هاي زهرآلود زدند. سپس آن سوزن ها را كشيده و نزد آن بزرگوار آوردند . آن حضرت از آن انگورهاي زهرآلود بخورد و سبب شهادت ايشان شد.>>


روايتي از اباصلت هروي نيز نقل شده كه مي گويد: <<مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.>>


بنابراين، ادله اي كه اهل سنت ذكر كرده اند كه مأمون امام رضا (ع) را به شهادت نرسانده بي اساس است؛ چرا كه مأمون فردي بود كه به خاطر حكومت، برادرش امين را به قتل رساند و محبوبيت امام رضا (ع) در نزد او از برادرش بيشتر نبود. و گريه ظاهري او بعد از مرگ امام (ع) به جهت منحرف كردن اذهان علويان و طرفداران امام رضا (ع) بوده است.


بعد از شهادت امام رضا (ع) شيعيان، بدن شريف آن حضرت را در خراسان تشييع كردند. اين تشييع جنازه به حدي پر شور بود كه تا آن زمان مثل آن ديده نشده بود. همه طبقات در تشييع جنازه امام حاضر شدند. آن امام همام، در سال 203 قمري در شهر طوس به خاك سپرده شد و بارگاه عظيمش امروز ميزبان صدها هزار عزادار است، در حالي كه هيچ نشاني از خلافت پهناور مأمون وجود ندارد.


ولادت حضرت معصومه,حضرت فاطمه معصومه (ع),روز دختر,ميلاد حضرت معصومه و روز دختر

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر
حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق، 25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.


از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.


آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]


حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است


اطلاق <<معصومه>> بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[5]


لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6] می توان مرتبه ای از عصمت - نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.


ورود حضرت معصومه (س) به قم
در سال 2ظ ظ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.


حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.


عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت - نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود


به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز <<میدان میر>> نامیده مى شود در منزل <<موسى بن خزرج>> فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.


آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام <<بیت النور>> بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]


ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,میلاد امام حسن (ع)

ماجرای ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
امام حسن(ع)، در سال سوم هجرت به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در كتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه خلاف مشهور است (1) .


داستان ولادت و مراسم نامگذارى
و اما داستان ولادت به گونه rlm;اى كه در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایتrlm;شده این گونه است كه فرمود:

چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع) عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم. در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كرده rlm;اى؟
عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمىrlm;گرفتم!
رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمىrlm;جویم!


در این وقتrlm;خداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض كرد: <<شبر>>.فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را<<حسنrlm;>>بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید. (2)


و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را<<حربrlm;>>نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافتrlm;به على(ع)دستور داد آن نام را بهrlm;<<حسنrlm;>>تغییر دهد. (3)

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,میلاد امام حسن (ع)


و یا اینكه على(ع)نام این نوزاد را<<حمزهrlm;>>گذارد و چون حسین به دنیا آمد نام او را<<جعفر>>گذارد، و پس از آن رسول خدا(ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود: به من دستور داده شده كه نام این فرزند خود را تغییر دهم، سپس به على(ع)دستور داد كه نام آن دو را<<حسنrlm;>>و<<حسینrlm;>>بگذارد، و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل كرد. (4)


ولى همان گونه كه صاحب كشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر مىrlm;رسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و مشهور همان است كه در روایتrlm; بالا ذكر شد، و باقر شریف در كتاب حیاة الحسن این گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیل هایى بر این مطلب ذكر كرده كه بهتر استrlm;براى اطلاع بیشتر به همان كتاب مراجعه نمایید. (5)


و در روایات بسیارى از طریق اهل سنت آمده كه این دو نام شریفrlm;<<حسنrlm;>>و<<حسینrlm;>>در جاهلیتrlm; سابقه نداشته و از نامهاى بهشتى است، و متن یكى از آن روایات كه طبرى در كتاب ذخائر العقبى روایت كرده، این گونه است كه عمران بن سلیمان گفته:
<<الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة، ما سمیتrlm;بهما فى الجاهلیةrlm;>> (6)
(حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است كه در زمان جاهلیتrlm;سابقه نداشته است.)


انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى
از جمله سنتهاى اسلامى درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست كه رسول خدا(ص)این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینكه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستشrlm; اذان و در گوش چپ او اقامه گفت (7) .


و نیز براى نوزاد جدید عقیقه كرد(یعنى گوسفندى براى او قربانى كرد (8) و یك ران آن را به قابله داد، و در برخى از روایات است كه این كار را در روز هفتم انجام داد (9) .
و در روایت كلینى(ره)در كافى این گونه است كه پس از عقیقه این دعا را خواند:
<<.بسم الله عقیقة عن الحسنrlm;>>
(به نام خدا این عقیقهrlm;اى است از حسن.)
و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:
<<اللهم عظمها بعظمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعله وقاءا لمحمد و آلهrlm;>> (10)
(خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد، و گوشتش در برابر گوشت وى، و خونش در برابر خون او، و مویش در برابر موى او، خدایا آن را وسیله حفاظتى براى محمد و خاندانش قرار ده.)

و همچنین رسول خدا(ص)دستور داد موى سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد<<خلوقrlm;>>-كه نوعى عطر مخلوط بوده-مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان كه خون بر سر نوزاد مىrlm; مالیدند به اسماء كه راوى حدیث است فرمود: <<یا اسماء الدم فعل الجاهلیةrlm;>>
(اى اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از كارهاى زمان جاهلیت است!)


و در پارهrlm;اى از روایات اهل سنت آمده كه در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد (11) ، ولى ظاهر روایات شیعه آن است كه از جمله مختصات ائمه دین(ع)آن بوده كهrlm;<<مختونrlm;>>(یعنى ختنه شده)به دنیا مىrlm; آمدند، جز آنكه به عنوان استحباب و سنت، صورتى (12) از این كار را انجام مىrlm;دادند. (13)

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,میلاد امام حسن (ع)


و از جمله سنتهاى نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنى براى سلامتى و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنى و انسى به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا مىrlm;سپارند.و طبق روایات بسیارى كه در كتابهاى شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا(ص)دو فرزند خود حسن و حسین(ع)را به این دعا تعویذ فرمود:


<<اعیذ كما بكلمات الله التامة من كل شیطان وهامة و من كل عین لامةrlm;>> (14)
(شما را پناه مىrlm; دهم به كلمات تامه و كامله پروردگار از هر شیطان بدخواهى و از هر چشم زخمى.)
و در روایت دیگرى است كه این گونه مىrlm;فرمود:


<<اعیذ كما من عین العاین و نفس النافسrlm;>> (15)
(شما را پناه مىrlm;دهم از چشم چشم زن، و نفس نفس زن.)


كنیه و القاب
و از جمله آداب و سنتهاى ولادت نوزاد پس از نامگذارى، تعیین كنیهrlm;براى اوست كه طبق حدیثى، امام باقر(ع)فرمود:
<<انا لنكنى اولادنا فى صغرهم مخافة النبز ان یلحق بهمrlm;>> (16)
(ما براى فرزندانمان در كودكى كنیه قرار مىrlm;ددهیم، از ترس آنكه مبادا در بزرگى دچار لقبهاى ناخوشایند گردند.)

و كنیه آن حضرت بر طبق روایات بسیارىrlm;<<ابو محمد>>بوده و كنیه دیگرى نداشته است.
و اما القاب آن حضرت بدین شرح است: سبط، زكى، مجتبى، سید، تقى، طیب، ولى.
و مرحوم اربلى در كتاب كشف الغمة پس از نقل كنیه و القاب آن حضرت از روى كتابهاى اهل سنت گفته است: مشهورترین این القابrlm;<<تقىrlm;>>است و بهترین و شایستهrlm;ترین آنها همان است كه رسول خدا(ص)او را بدان ملقب فرمود و آنrlm;<<سید>>است. (17)


زندگینامه امام خمینی (ره), رحلت امام خمینی(ره), سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)

امام خمینی در سن 87 سالگی به ملکوت اعی پیوست

با مراجعت رهبر فقید ایران در 12 بهمن 1357 و هدایت انقلاب از نزدیک، صبح پیروزی در 22 بهمن ماه 1357 دمید و مردم ایران شاهد پیروزی را در آغوش گرفته بود.
با انحلال رژیم سلطنتی و پایان حکومت 57 ساله و ستمکارانه پهلوی، امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی ایران را با آرای قاطع مردم بنیان نهاد. از 22 بهمن 1357 تا 14 خرداد 1368 حضرت امام همچنان رهبری انقلاب را به دوش کشیده و انقلاب و کشور را در حوادث خطرناکی و توطئه های گوناگون و جنگ 8 ساله تحمیلی عراق و تحریم ها به سلامت و به خوبی رهبری نمودند.

رحلت امام خمینی (ره)

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود.

قیام 15 خرداد


در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را مم کرد که در محافل و مجالس:
''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''
امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.

img/daneshnameh_up/3/3f/15kh1.jpg



ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: <<تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است . اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟>>

img/daneshnameh_up/0/03/15kh.jpg


سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند.

چگونگی قیام 15 خرداد

به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

آثار قیام 15 خرداد

به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده ای از خود برجای نهاد:
1-رهبری حرکتهای مخالف رژیم را به مذهبیها منتقل کرد و چپی ها را به حاشیه راند.
2-کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهرة مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می انداخت افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راههای اصلاح طلبانه پشت کرده سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.
3-از آن پس طرد همه قدرتهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاهها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد.


همه ساله در سوم خرداد و سالروز آزادسازی خرمشهر، قلب ها به یاد آن پیروزی بزرگ به تپش می افتد و یاد و خاطره ایمان و رشادت دلیران عرصه دفاع مقدس، زنده می شود.

به گزارش <<تابناک>>؛ اینک در سی و پنجمین سالگرد فتح خرمشهر و به پاس دلاوری های فرزندان شجاع و رشید ایران، ما هم یادی می کنیم از آن حماسه باشکوه؛ حماسه آزادی خرمشهر عزیز.
اول

شهر با صداي انفجار آشناست، چون هرچند روزي ناگهان، بمبي منفجر مي شود. تفاوت نداشت در بازار يا خيابان يا اداره. تفاوت آن در اين بود كه گاهي زني كه براي خريد به بازار آمده بود و گاه كودكي كه از مدرسه برمي گشت تا خاطرات آن روز كلاس درس را به مادر بازگو كند، به شهادت مي رسيد. در كنار انفجارات داخلي، صداهايي نيز از دورتر به گوش مي رسيد كه از جنس ديگر بود. از جنس نگاه چپ يك كشور همسايه به شهر و دياري كه بسياري از آنها با همسايه دوست و خويشاوند هستند.

شهر، كم كم، نگران مي شود.

خبر نزديك شدن گام هاي سربازان با صداي گوشخراش شنی هاي تانك هايي كه به سوي شهر مي آيند درهم آميخته مي شود و مردم، ترديد ندارند كه آن نگاه چپ، دارد به فاجعه اي بدل مي شود كه بايد براي آن چاره اي انديشيد. در اين ميان، جوانان غيرتمند، دور سيدمحمد جهان آرا را گرفته اند و با او درباره آن نگاه چپ همسايه، به شور نشسته اند.
. اما هيچ كس باورش نمي شود كه جنگي برپا شود. و. بمباران هاي مهيب 31 شهريور و حمله هاي هوايي به ده ها پايگاه و فرودگاه و مراكز نظامي در كشور اين باور را محقق مي كند. يعني جنگ آغاز شده است. .

دوم

و همه برمي خيزند. جوان و پير، زن و مرد، كوچك و بزرگ، خرمشهري و غيرخرمشهري، روحاني و بازاري معلم و دانش آموز، كارگر و كشاورز، ارتشی و پاسدار و پليس و. شهر يكپارچه مي شود يكپارچه همت و اراده براي دفاعي از ناموس از خانه و كاشانه و از انقلابي كه تازه به پيروزي رسيده است. اما مظلوميت و غربت با همت و شجاعت درهم آميخته مي شود. نه سلاحي براي مقابله هست و نه كسي كه به او اميد بست. فقط وعده پشت وعده كه نگران نباشيد بگذاريد جلوتر بيايند؛ زمين مي دهيم و زمان مي گيريم!

همه چيز، حكايت از فاجعه اي وحشتناك دارد. مردم كم كم مجبور مي شوند شهر را ترك كنند، زن ها و بچه ها به شهرهاي اطراف مي روند و مردها مي مانند و با <<هيچ>> از شهر دفاع مي كنند. خانه ها، سنگر مي شوند و پشت بام هايي كه فرو نريخته اند، ديدگاه ديدباني كوچه هايي كه با پوتين هاي زمخت بعثي، <<نجس>> شده اند. حالا ديگر تفاوت ندارد چه كسي و چگونه دفاع كند. دفاعي تا آخرين نفس. اخبار شهادت ها كه به مسجد جامع مي رسد، دل ها نگران تر مي شوند و چيز كمي نيست سي وچهار روز مقاومت.

و سرانجام، دست كج و نگاه چپ آن همسايه كار خودش را مي كند و خرمشهر، اشغال مي شود و خرمشهر، خونين شهر مي شود. از سقوط خرمشهر در آبان 1359 تا ارديبهشت 1361 مردم خرمشهر چه كشيدند، خدا مي داند و دل هايي كه براي ترنم موج هاي رودخانه كه با صداي اذان مسجدجامع درهم مي آميخت تنگ شده بود. خبر آغاز عمليات بيت المقدس، براي دل هاي شكسته، اميدواري مي دهد و كم كم بوي <<پيروزي>> در مشام جان هر خرمشهری مي پيچد. گوش ها به راديو و چشم ها به صفحه تلويزيون دوخته شده اند كه كي آن خبر خوش را خواهند داد؟!
سوم

مادران شهيد داده، پدران داغدار، همسران دلشكسته و كودكان و نوجوانان منتظر يك اتفاق اند. اتفاقي كه آرزويشان شده است. خرداد 61 از راه مي رسد و خبر از نزديكي رزمندگان به خرمشهر دارد.

قلب ها به تپش مي افتند و دست ها به آسمان بلند مي شوند.

ناگهان در ناگهاني از حيرت و غيرت، گوينده اخبار ساعت 14 ايران را به وجد مي آورد:
شنوندگان عزيز توجه فرماييد: خونین شهر، شهر خون، آزاد شد.
. و ايران به پا مي خيزد به شادي و سرور و از مأذنه مسجدجامع خرمشهر پس از ماه ها خاموشي، آواي اذان طنين انداز مي شود؛ اذان پيروزي.

چهارم
سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.

در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند. آزادي خرمشهر، آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي كرد.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد.

آن روز لبخندها بر لب ها نشست و جوانه اميد در دل ها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و نش مي باليد.

فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه ها دريغ نمي كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه ها مي فرستادند. روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.


زندگينامه امام زمان، حضرت مهدي (ع)
نام: محمد بن الحسن .
كنيه: ابوالقاسم.
امام زمان(ع) هم نام و هم كنيه حضرت پيامبر اكرم(ص) است. در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.
القاب: مهدى، خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب امان، قائم و خلف صالح.
شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را <<ناحيه مقدسه>> لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 0 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.
منصب: معصوم چهاردهم، امام دوازدهم شيعيان و بر پاكننده اولين حكومت واحده جهانى در دوره آخر امان.
تاريخ ولادت: نيمه شعبان سال 255 هجرى.
برخى روز تولد آن حضرت را هشتم شعبان و برخى ديگر 23 رمضان دانستهrlm;اند. سال تولد آن حضرت را نيز برخى 256 و برخى 258 دانستهrlm;اند.
محل تولد: سامرا (در سرزمين عراق كنونى).
نسب پدرى: ابو محمد، حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابىrlm;طالب(ع).
نام مادر: نرجس. نام اصلىِ وى مليكه، دختر يشوعاى، فرزند قيصر روم است. برخى گفتهrlm;اند كه نام وى صيقل مىrlm;باشد.
مدت امامت: امامت آن حضرت در دو مرحله است كه به <<غيبت صغرى>> و <<غيبت كبرى>> شهرت يافته است.
مدت <<غيبت صغرى>> از هنگام ولادت آن حضرت، در سال 255 تا سال 329 هجرى، به مدت 74 سال بوده است. و <<غيبت كبرى>> از سال 329 هجرى آغاز و تاكنون ادامه يافته است. اين غيبت همچنان ادامه دارد تا خواست خداوند منان بر ظهور آن حضرت تعلق گيرد. در آن زمان، غيبتش به پايان مىrlm;رسد وحكومت اسلامى، در سراسر جهان، به رهبرى آن حضرت محقق مىrlm;گردد.
امام زمان(عج) هم اكنون زنده است و به خواست خداى متعال تا زمانى كه قيام كند و جهان را از عدالت بهرهrlm;مند سازد، زندهrlm;خواهد بود. سپس چند سال حاكم علىrlm;الاطلاق روى زمين خواهد گرديد كه مدت آن، در روايات، به طور مختلف، هفت، هشت، نه، ده و نوزده سال تعيين شده است كه هر سال آن برابر با ده سال فعلىِ ما است. بنابراين اگر حكومتش هفت سال باشد، برابر با هفتاد سال ما خواهد بود.
پس از شهادت آن حضرت، به مدت چهل روز هرج و مرج وفتنه و فساد درجهان حاكم مىrlm;گردد و سپس عمر اين جهان به پايان مىrlm;رسد و عالم قيامت آغاز مىrlm;گردد.


روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

Untitled 1 157 روز سربازان گمنام امام زمان (عج)

بسیاری از پیشرفت های ی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند. صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، نفوذ و استعمار ابرقدرت های غربی به رهبری آمریکا در ایران و بعد از آن در منطقه آسیای مرکزی به پایان رسید.
دشمن برای ضربه زدن به این پیروزی تاریخی، از یک طرف از اقدامات مسلحانه گروهک های ضد انقلابی که به دست خودش در غرب، شرق و شمال کشورنشانده بود، حمایت کرد و از طرف دیگر روزانه اقدام به ترور مسوولین بلند پایه نظام و همچنین مردم کوچه و بازار کرد تابا ناامن کردن جامعه به هدف خود که براندازی نظام جمهوری اسلامی بود نزدیک تر شود.
اقداماتی نظیر کودتای نوژه برای براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت و یا حمله آمریکا به طبس و تلاش برای ربودن گروگان های آمریکا در ایران، نشان دهنده اقدام آمریکا برای دخالت در سرنوشت ی ملت ایران بود. این تلاش ها برای تضعیف انقلاب اسلام و نظام جمهوری اسلامی صورت گرفت اما نتیجه آن مشت محکمی به اقدامات آمریکا و دخالت های آن بود.
سرانجام نهال نحیف انقلاب ایران با وجود سیل ها و طوفان های فراوان قد کشید و درختی تنومند شد.
آنچه را که می توان یکی از دستاوردهای مقاومت ایران اسلامی برشمرد، ایجاد یک تجربه ارزشمند و پرورش نیروی انسانی ورزیده در عرصه دفاعی، نظامی و امنیتی بود.
این دستاورد در طول سه دهه بعد، به مرحله ای رسید که نظام حاکم بر ایران از قوای نظامی پیشرفته به علاوه توان سخت افزاری مردن و کاملا بومی در عرصه دفاعی و تهاجمی برخوردار شد.
امنیت پایدار ایران اسلامی در طول بیش از سه دهه حیات خود متاثر از حمله ها و هجمه های نظامی واطلاعاتی بزرگترین و پیشرفته ترین سرویس های امنیتی دنیا بوده که حداقل در موضوع ایران اشتراک نظر و همکاری داشتند.
قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در مقابله با این هجمه ها به قدری است که امروز گروه های مخالف تحمل کوچکترین گزندها و به تبع آن واکنش های جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دستاوردهای خود می شناسند! به عنوان مثال بسیاری از گروه ها و سازمان های ضد انقلاب کوچکترین و اکنش های رسانه ای و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان اهمیت و تاثیرگذاری خود گزارش کرده و در قبال آن از دولت های حامی خود طلب حمایت مالی وپشتیبانی دارند.
از سوی دیگر، بسیاری از مخالفین خارج نشین نیز در جریان پروژه های ضد اسلامی و ایرانی خود بی آنکه مطلع باشند در زیر چتر نظارت واشراف اطلاعاتی ایران فعالیت کرده و هر کجا که لازم باشد، پایانی مطابق با میل و اراده ایران را تجربه خواهند کرد.
نمونه ها و مصادیق این موارد را می توان در برخی اقدامات رسانه ای شده ضد انقلاب مشاهده نمود که در بسیاری از آنها بازیگران صحنه توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران فراتر از چند گروه تروریستی یا تشکل و سازمان ضد انقلاب بوده و نقش و حضور مستقیم سرویس های اطلاعاتی نظیر موساد، سیا، اینتلجنت سرویس در آنها مشهود است.
پروژه گوادالوپ 2 یکی از نمونه های اتحاد اپوزیسیون ایران با حضور عوامل و سرمایه گذاری مستقیم سرویس های اطلاعاتی معاند نظام ایران بود.
مقابله با فتنه و اغتشاشات 88، دستگیری ریگی سرکرده جندالشیطان، دستگیری تیم های ترور دانشمندان هسته ای، دستگیری و به هلاکت رساندن سرکردگان گروهک های تروریستی شرقی و غربی، آزادی مرزبانان، تعطیلی تعدادی از دفاتر شبکه های ماهواره ای غیر قانونی، انهدام یک باند قاچاق اعضای بدن انسان، آزادی گروگانه ها از چنگال اشرار و ضد انقلاب، ناکام گذاشتن شبکه بی بی سی در سرقت اسناد هنری، تاریخی و فرهنگی ایران، آزادسازی دیپلمات ربوده شده در یمن، هلاکت فرمانده ی نظامی گروهک تروریستی انصارالفرقان و دستگیری سرشبکه بین المللی قاچاق مواد مخدر فقط بخشی از فعالیت ها و اقدامات سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در راستای حفظ نظام و صیانت از انقلاب اسلامی، با هدف ایجاد حس امنیت و آسایش مردم در مقابله با حجم وسیع تبلیغات رسانه های غربی به اطلاع مردم رسیده است.
چه بسا بسیاری از اقدامات و فعالیت هایی از این دست در حفظ و کنترل امنیت و تمامیت ارضی کشور به دلیل حفظ اسرار و شگردها یا جلوگیری از ایجاد اضطراب در جامعه بر اثر مشاهده حجم عظیم توطئه ها، هیچ گاه رسانه ای نشده و نمی شود.
بسیاری از پیشرفت های ی، علمی، اقتصادی و فرهنگی ایران مرهون همین امنیتی است که فرزندان گمنام این مرز و بوم روز و شب در ازای حفظ و ارتقای آن تلاش کرده و رنج دوران کشیده اند.
چرا که صاحب نظران بر این عقیده اند که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. در عین حال که در سایه امنیت، آرامش و ثبات به وجود می آبد، رشد و توسعه پایدار نیز معنی و مفهوم پیدا می کند.
عصری که در آن زندگی می کنیم عصری است که امنیت ملی از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
از آنجا که توسعه دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، ی و فرهنگی است در نتیجه امنیت نیز از زوایای متعددی مورد تهدید قرار می گیرد.
به عبارت دیگر، عوامل خطرساز و تهدید کننده امنیت ملی، متنوع و متکثرند. از این رو شناخت ابعاد و مولفه های اقتصادی، ی و فرهنگی تهدیدها بسیار اساسی و حیاتی است.
به همین جهت ضمن تبریک این روز ارزشمند به سربازان گمنام امام زمان (عج) آرزو می کنیم در همه این زمینه ها موفق و سربلند باشند تا پرچم جمهوری اسلامی ایران به سلامت به دست صاحبش روحی و اواح العالمین له الفداء برسد.


شناسنامه حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در سال 33 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.

مادر بزرگوار وی لیلا دختر ابی مره است. لیلا برای امام حسین پسری آورد، رشید، دلیر، زیبا، شبیه ترین کس به رسول خدا، رویش روی رسول، گفتگویش گفتگوی رسول خدا ، هر کسی که آرزوی دیدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر لیلا می نگریست، تا آنجا که پدر بزرگوارش می فرماید "هرگاه مشتاق دیدار پیامبر می شدیم به چهره او می نگریستیم"؛ به همین جهت روز عاشورا وقتی اذن میدان طلبید و عازم جبهه پیکار شد، امام حسین چهره به آسمان گرفت و گفت <<اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس برسولک محمد خلقا و خلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رؤیة نبیک نظرنا الیه.>>.

حضرت علی اکبر علیه السلام اولین شهید عاشورا از بنی هاشم بود. شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر و رزم آوری و بصیرت دینی و ی او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلی کرد. سخنان و فداکاریهای وی نیز به خوبی مؤید این مطلب است .

زندگی نامه حضرت علی اکبر علیه السلام

وقتی حضرت اعلام کرد عزم سفر دارد و می خواهد از مدینة النّبی بیرون برود، حضرت علی اکبر علیه السلام پرچم وفاداری نسبت به امام را پیشاپیش قافله به اهتزاز درآورد.

کاروان حماسه و ایثار پس از پشت سر نهادن منازل ذو حُسم، بیضه و عُذیب الهجانات به موقفی به نام بنی مقاتل رسید. عقبة بن سمعان که از یاران و همراهان امام بود و بسیاری از روایات واقعه عاشورا از وی نقل شده می گوید: شب هنگام در رکاب امام حرکت کردیم و چون ساعتی را پیمودیم، امام حسین علیه السلام را خواب سبکی فرا گرفت. در حالی که سر مبارکشان روی قربوس زین اسب بود و به زودی دیدگان آن سرور آزادگان گشوده شد و فرمود: <<انّا لله و انّا الیه راجعون الحمد الله ربّ العالمین>> و دو یا سه بار آیه استرجاع را تکرار فرمود؛ حضرت علی اکبر علیه السلام با درایت و فراستی که داشت، متوجّه حال پدر گردید مشاهده کرد آن ستاره پرفروغ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مدام آیه مذکور را بر زبان جاری می نماید. مرکب خویش را به سوی اسب پدر هدایت کرد و خطاب به ایشان گفت: <<پدر جان! از چه جهت آیه استرجاع را تلاوت می کنید. امام فرمود: فرزند عزیزم اندکی که خواب رفتم، سواری عنان اسب را کشید و گفت: <<القوم یسیرون و المنایا تسری الیهم>> این قوم در حال حرکتند در حالی که مرگ به سوی آنان می آید.

علی اکبر علیه السلام پس از لحظه ای مکث، با قوّت قلب وشهامتی شگفت روی به پدر بزرگوار خویش کرد و گفت: <<یا ابة لا اراک الله السوء و السنا علی الحقّ>> پدر جان! خداوند حادثه ای ناگوار پدید نیاورد. آیا ما بر حق نیستیم؟ امام در جوابش فرمود: <<بلی والّذی الیه مرجع العباد؛ آری، به خداوندی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حقّیم.>> علی اکبر با شنیدن این پاسخ چون گُل شکفت و با آرامشی خاصّ امام علیه السلام را مورد خطاب قرار داد و گفت: <<یا ابه اذا لانبالی نموت محقّین>> ای پدر! [وقتی بر حق بودن ما مسلّم است] در این صورت باکی نیست و بر حق جان می دهیم. امام علیه السلام وقتی مشاهده فرمود فرزند در این مصاحبه معرفتی سربلند و پیروز بیرون آمد، شاد شد. او را مخاطب قرار داد و فرمود: <<جزاک الله من ولد خیر ما جزی ولدا عن والده>> خدایت پاداشی نیکو عطا کند؛ نیکوترین پاداش که باید فرزندی از پدر خویش دریافت کند.

شمه ای از فضائل و مناقب حضرت علی اکبر علیه السلام

تربیت شایسته امام حسین (ع) سبب شد که علی اکبر به بهترین صفات کمال آراسته شود. عواملی همچون: اصالت خانوادگی، تربیت و وراثت، کسب علم و فضایل که از عناصر تشکیل دهنده شخصیت هر کس است، در وجود و زندگی او فراهم بود. خلق و خوی او و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حدّ اعلای برجستگی و درخشندگی بود. آن گونه که گفته و نوشته اند، رفتارش یادآور حرکات و رفتار پیامبر خدا (ص) بود و همین سبب می گشت تا در چهره او شخصیت پیامبر را مشاهده نمایند و با دیدن او یاد حضرت رسول (ص) را در ذهن ها زنده کنند. علی اکبر، نسخه ای برابر با اصل نسبت به رسول خدا و شاخه ای از آن شجره طیبه و ریشه پاک بود و وارث همه خوبی های خاندان عصمت و طهارت به شمار می رفت.

علی اکبر (ع)، از جوانی مجموعه ای از خوبی ها و فضیلت ها و نمونه ای روشن از فضایل عترت پاک پیامبر بود. حتی کسی چون معاویه هم که دشمن خاندان عصمت بود، به فضایل او اقرار داشت.

رابطه سرشار از ادب و احترام علی اکبر (ع) به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند، در همه مراحل زندگی این دو الگوی فضیلت وجود داشت و نهایت و اوج آن، در صحنه عاشورا دیده می شود که به آن اشاره می کنیم.

تربیت ولایی و تأدیب شایسته، سبب شده بود علی اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهایت ادب، گوش به فرمان و آماده جان نثاری شود.

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام، روز جوان

جوانی، بهار عمر و فصل طربناک زندگی است. هیچ دوره ای از زندگی چون روزگار جوانی، سرسبز و خرّم نیست، و هیچ انسانی همانند زمان جوانی، توان مند و پرانرژی نیست. بسیاری از پیروزی ها و کامیابی ها، تنها در سایه جوانی امکان پذیر است و بسیاری از آرزوها و هدف ها، فقط در فرصت جوانی قابل دست یابی است. جوانی فرصتی است که بر خلاف بسیاری از فرصت های دیگر، تنها یک بار در اختیار همه قرار می گیرد و چون به انجام خویش برسد، هرگز امکان تکرار نخواهد داشت. پس <<فرصت جوانی>>، طلایی ترین فرصت ها و ناب ترین موهبت هاست و نمی توان در این نکته تردید کرد که هدر دادن روزگاران خوش جوانی و تباه کردن این بهار زندگانی، به اندوهی انبوه و حسرتی متراکم خواهد انجامید، اما این روزگار، اقتضاهایی دارد؛ اقتضاهایی که بخشی از آنها به جوان بر می گردد و بخشی نیز به آنها که با جوان در تعاملند. آنها که به جوان بر می گردد، <<نازها>> و <<نیازها>>ی جوانی است. نازها، یعنی <<سرزندگی، شیک پوشی، آراستگی، جمال گرایی، آرمان گرایی و.؛ و نیازها، یعنی عبادت و تضرع؛ دانش اندوزی، مهار و تعدیل غرایز، تهذیب نفس، ورزش، مطالعه، مسئولیت پذیری و

حضرت علی اکبر علیه السلام، الگوی جوانان

جوان، محتاج اسوه و الگوست. اسوه و الگوی جوان، باید جوان باشد؛ تا فضایل و کمالات این جوان دست یافتنی و ملموس باشد.

قرآن برای زندگی بشر، اُسوه و الگو معرفی می کند؛ <<و لکم فی رسول الله اسوه حسنه>>. اگر پیامبر و سبک زندگی نبوی اسوه و الگوست، هر شخص و سبک دیگری اگر بخواهد اسوه و الگو باشد، باید رنگ و بوی پیامبر را داشته باشد و <<اشبه الناس خلقاً خُلقاً و منطقاً برسول الله>> باشد.

امام حسین علیه السلام حضرت علی اکبرعلیه السلام را عصارة بنی هاشم و شبیه ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه وآله دانسته، فرمود هر وقت دلمان برای رسول الله تنگ می شد، مشتاق زیارت علی اکبر می شدیم و زیارت و ملاقات علی اکبر علیه السلام بود که دلمان را در فراق پیامبر صلی الله علیه وآله تسلی می بخشید.

پس اگر کسی شیفتة جمال و کمال پیامبر صلی الله علیه وآله است، می تواند از رخسار و فضایل علی اکبر هم به پیامبر صلی الله علیه وآله برسد.

در سایه سار قلم

همه در حیرتم امشب، که شب هفده ماه ربیع است و یا یازده غره ی شعبان معظم، شب میلاد محمد شده یا آینه ی طلعت نورانی احمد، به سر دست حسین است و یا آمده از غار حرا باز محمد؛ عجبا این گل نورسته علی اکبر لیلاست، بگو یوسف زهراست، بگو اینه ی طلعت طاهاست، بگو دسته گل فاطمه ی ام ابیهاست، بگو روح بتول است، بگو جان رسول است، سلام و صلوات همه بر خُلق و خصالش، به جلالش به جمالش همه مبهوت کمالش همه مشتاق وصالش که سراپاست همه اینه ی احمد و آلش، چه به خلقت چه به طینت چه به صورت چه به سیرت چه به قامت چه به هیبت، همه بینید در این خال و خط و چهره ی گل روی رسول دو سرا را.


تولد حضرت زهرا (س),تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام,میلاد حضرت زهرا (س)

تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)
در تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. (1)

مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه اتفاق افتاد. اين خانه در محلهrlm;اى است كه در گذشته به آن <<زقاق العطارين>> يعنى كوچه عطارها مىrlm;گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)

و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ همrlm;زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)

كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)
دوران باردارى حضرت خديجه سلامrlm;اللَّهrlm;عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام rlm;اللَّهrlm; عليه براى ن قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص ن است برعهده گيرند.

اما ن قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان شوئى بستى.خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از ن او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده rlm;ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام rlm;اللَّهrlm; عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام rlm;اللَّهrlm; عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.

نورى كه به خانهrlm; هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد.

با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعهrlm;ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسولrlm;اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.

آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو در دهان او گذارد.

1- علماى اماميه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مىrlm;دانند.

عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكرهrlm;ى الخواص ص 306 مىrlm;نويسد: تاريخrlm;نگاران نوشتهrlm; اند كه فاطمهrlm; ى زهرا در سالى متولد شد كه قريش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. يعنى پنج سال قبل از بعثت.

محمد بن يوسف حنفى در كتاب <<نظم دررالسمطين>> ص 175 مىrlm;نويسد: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مشغول ساختن كعبه بودند.

طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مىrlm;كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مغشول ساختن خانهrlm;ى كعبه بودند و در آن هنگام پيغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.


22بهمن پيروزي انقلاب اسلامي ايران

22بهمن :در روز 22 بهمن 1357، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در روز 22 بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي 2500 ساله و ظلم و استبداد بيش از 50 ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه كن شد و به خواست الهي حكومت جمهوري اسلامي تأسيس شد.

وقایع ۲۲ بهمن :در روز 22 بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.


22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

تصمیم شورای عالی ارتش در روز 22 بهمن
روز 22 بهمن :ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.


22بهمن22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57
متن پيام امام خميني (ره) در روز 22 بهمن 57
متن پيام امام خميني (ره) در روز 22 بهمن 57 به اين شرح است؛

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران! در اين لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالي مبارزات قهرمانانه شما سدهاي استبداد و استعمار را يكي پس از ديگري مي شكند و انقلاب اسلامي شما شكوفه ها و ميوه هاي خود را آشكار مي سازد، لازم مي دانم ضمن اظهار تشكر و قدرداني از يك يك شما برادران و خواهران چند نكته را يادآوري نمايم:

شما در جريان مبارزات گذشته رشد اسلامي و انقلابي خود را آشكار كرده ايد و اكنون بيش از پيش لازم است كه اين رشد را به جهانيان نشان دهيد تا جهانيان بدانند مردم مسلمان ايران مي توانند بدون قيمومت اين و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمايند.

لهذا از شما مي خواهم كه اولا مانع آشوب و هرج و مرج بشويد و نگذاريد آشوبگران مغرض به عملياتي از قبيل غارت، آتش سوزي، مجازات متهمان و از بين بردن آثار علمي و فني و صنعتي و هنري و اتلاف اموال عمومي و خصوصي دست بزند. دشمن براي خراب كردن چهره نهضت از طريق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در ميان توده مسلمان دست به چنين كارها مي زنند تا نهضت ما را ارتجاعي و وحشيانه قلمداد نمايند. من اكيدا اعلام مي كنم كه هر كس دست به چنين عملياتي بزند از جامعه انقلابي ملت مطرود و در پيشگاه خداوند متعال مسئول است.

ثانيا توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در كمين ماست. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه همه توطئه ها را نقش بر آب مي سازد.

ثالثا افرادي از دشمن كه به عنوان اسير در اختيار شما قرار مي گيرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهيد. همچنان كه سنت اسلامي است به اسيران محبت و مهرباني كنيد و البته دولت اسلامي به موقع آنها را محاكمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد كرد.

از همه شما برادران و خواهران عزيزم مي خواهم كه با دولت موقت انقلابي اسلامي كه وارث يك سلسله خرابي هاي دولتهاي فاسد گذشته است همكاري نمائيد تا به حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
روح الله الموسوي الخميني
22/11/57

پیروزی انقلاب در 22 بهمن :با وجود همه ناباوريها و تمامي تلاشهايي كه در سطح بين المللي براي حفظ رژيم شاه و جلوگيري از موفقيت امام خميني بعمل آمد، انقلاب اسلامي در مرحله نخست مبارزات خويش در روز 22 بهمن پيروز گرديد و از اين جهت پيروزي آن بيشتر به يك معجزه شبيه بود تا تحولي عادي. به جز امام خميني و توده هاي بيشماري كه خارج از تحليل هاي معمول، به گفته ها و وعده هاي امام باور قلبي داشتند، عموم تحليل گران سياسي و همه كساني كه در رخدادها و حوادث ايران دخيل بودند وقوع چنين پيروزي را، حتي تا روزهاي واپسين عمر رژيم شاه ناممكن مي دانستند.
چنين بود كه از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپاي اسلامي در پهنه اي گسترده آغاز شد. جبهه دشمنيها را آمريكا رهبري مي كرد و دولت انگليس و برخي دول اروپايي ديگر به همراه تمامي رژيمهاي وابسته به غرب در آن مشاركت فعال داشتند. شوروي (سابق) و اقمار آن نيز ناخرسند از اتفاقي كه در ايران افتاده و به حاكميت دين منجر گرديد، با آمريكائيها در بسياري از خصومتها همسو شدند. نمونه بارز اين هم پيماني در همنوائي نيروهاي چپ و راست ضدانقلاب داخل كشور كه بعدها اسناد وابستگي آنان به سفارتخانه هاي شوروي و آمريكا افشا گرديد و از آن بارزتر هماهنگي همه جانبه دو كشور در تجهيز صدام و حمايت از او در جنگ با جمهوري اسلامي را مي توان مشاهده كرد. اما امام خميني با همان منطقي كه نهضت اسلامي را آغاز كرده بود، در اوج فتنه ها و فشارهاي خارجي انقلاب را هدايت كرد و آن را با اراده خويش به دوره سازندگي و ثبات هدايت نمود.
نهضتي كه امام خميني پرچمدار و پايه گذار آن بود، توانست در روز 22 بهمن غبار از چهره اسلام زدوده و سيماي حقيقي آن را پس از 14 قرن به جهان تشنه عدالت بنماياند. به همين دليل است كه انقلاب اسلامي ايران در جهان اسلام به عنوان <<انقلاب امام خميني>> شناخته شده است.
به همين علت است كه تاكنون هيچ يك از طرحهاي سياسي و اقتصادي و نظامي آمريكا عليه ايران كه غالباً با حمايت يا سكوت متحدان منطقه اي و جهاني آن كشور همراه بوده، به نتيجه نرسيده است. و به همين دليل است كه پس از گذشت سه دهه مقابله غرب با انقلاب، امروز تئوريسين ها و سياستمداران اروپائي و آمريكائي بر ضرورت پذيرش و تحمل واقعيت انقلاب و جايگاه جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي تاكيد مي كنند.

نهضتي كه در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد، امروزه براي بسياري از ملل جهان چراغ راه زندگي است.

از اين رو <<22 بهمن>> تنها نبايد به عنوان روز پاياني يك رژيم سياسي و آغازي بر حيات رژيم ديگر تلقي گردد. بلكه بايد از آن به عنوان سرفصلي برجسته در تاريخ سياسي ايران و نقطه اي عطف در روند مبارزات ملت ايران ياد كرد.

عوامل پیروزی در 22 بهمن

پیروزی شکوهمند 22 بهمن 57، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- ایمان به خداوند متعال

2- رهبری متقی و فقیه آگاه; امام خمینی رحمه الله

3- اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت.

4- استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و . بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود.

22 بهمن و حیرت جهانیان :

در دوران معاصر ، روز 22 بهمن پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ، *حادثه مهم و حيرت انگيزي براي جهانيان بود . اين حادثه بزرگ قرن ، از يك سو معادلات سياسي استكبار را در ادامه سياست سلطه و تقسيم استعماري جهان بر هم زد و از سوي ديگر ، يكي از استوارترين رژيمهاي وابسته را ريشه كن ساخت و در كشور ايران ، *با اهميتي كه از نظر استراتژيكي و اقتصادي براي قدرتهاي بزرگ جهان داشت ، تحولي سياسي ـ مردمي و عظيم به وجود آورد و يك بار ديگر اسلام به عنوان قدرت تعيين كننده در جهان مطرح شد و چشم انداز وحدت جهان اسلام و ايستادگي در برابر استعمار كهنه و نو ، ايجاد قطب سياسي جديد در جهان و فروريزي رژيمهاي وابسته و تحميلي را در سرزمينهاي پر نعمت اسلامي ، در برابر ديدگان مشتاق بيش از يك ميليارد مسلمان گشود و موجي از وحشت و اضطراب رادر دلهاي جهانخوران پديد آورد.

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57


امام در آینه امام

امام رضا


هیچ شکی نیست که اگر معرفت آدمی نسبت به خداوند متعال یا نمایندگان او به هر میزان بیشتر و عمیق تر شود، اطاعت و سرسپردگی او نسبت به دستورات دینی فزونی می یابد و نیز خشنودی درون آدمی از دینداری خود افزایش می یابد.علاوه بر آنکه این افزایش معرفت گره گشای پاره ای از مسائل اعتقادی خواهد بود
.

خوشبختانه حدیثی طولانی و با مضامین عالی از حضرت امام رضا (علیه السلام) در جلد اول کتاب اصول کافی، صفحات 198 تا 203، نقل شده است که بیانگر عظمت والای امامت و صفات ارجمند شخص امام است و در ضمن پاسخگوی انحرافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در میان امت اسلام به وقوع پیوست و خود آبشخور انحرافات و ضلالت های بسیاری شد.

در این مقاله  فرازهایی از این روایت نورانی را که عبارات و معارف عالی آن آدمی را مطمئن به صدور آن از جانب اهل بیت (علیهم السلام) می کند به نظاره می نشینیم همراه با کمی توضیح.

 


نمونه‏هايى از اخلاق پيامبر (ص)

در سيره عملى پيامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجوددارد كه هر كدام نشانگر قطره‏اى از اقيانوس عظيم حسن خلق آن‏حضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبير و انك لعلى خلق‏عظيم; و همانا تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى‏» به اين مطلب‏اشاره فرموده است.

نظر شما را به چند نمونه از آن‏ها جلب‏مى‏كنيم: 1- عدى بن حاتم مى‏گويد: هنگامى كه خواهرم سفانه به اسارت‏سپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گريختم، پس از مدتى خواهرم‏با كمال وقار و متانت ‏به شام آمد و مرا در مورد اين كه‏گريخته‏ام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذرخواهى كردم، پس‏از چند روزى از او كه بانويى خردمند و هوشيار بود، پرسيدم:اين مرد (پيامبر اسلام) را چگونه ديدى؟» گفت: سوگند به‏خدا او را رادمردى شكوهمند يافتم، سزاوار است كه به اوبپيوندى كه در اين صورت به جهانى از عزت و عظمت پيوسته‏اى‏».

با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است، به عنوان پذيرش‏اسلام، به مدينه سفر كردم، پيامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا به‏محضرش رسيدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسيد:كيستى؟ عرض كردم عدى بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا به‏سوى خانه‏اش برد، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مى‏برد،بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد، اظهار نياز نمود،پيامبر (ص) به مدتى طولانى در آنجا توقف كرد و آن بانو را درمورد تامين نيازهايش راهنمايى فرمود. با خود گفتم:سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست.»

سپس از آن جا گذشتيم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پيامبر (ص) از من استقبال وپذيرايى گرمى نمود، زيراندازى كه از ليف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روى آن بنشين. گفتم: بلكه شما بر آن‏بنشينيد. فرمود: نه، شما بر آن بنشين، خود آن حضرت بر روى‏زمين نشست، با خود گفتم: اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت،پادشاه نيست. سپس مطلبى از دينم را كه راز پوشيده بود بيان‏فرمود، دريافتم كه او بر رازها آگاهى دارد، و فهميدم كه‏پيامبر مرسل مى‏باشد، بيانات و پيشگوييها و مهربانى‏هايش مراشيفته‏اش كرده و همانجا مسلمان شدم.»


رحلت پیامبر اکرم و شهادت امام حسن (ع) تسلیت باد

رحلت پیامبر اکرم

سیاه پوش بیست وهشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه می گریم.

مردی از دنیا می رود که دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم هایش، به پایان برساند؛ مردی که دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهای سطر پیامبری و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.

مردی از دنیا می رود که آخرت را همچون پنجره ای دیگر بر نگاه های بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند که ساحل نشینان دنیا را روزنه ای هست که می تواند به دریای آخرت برساندشان؛ مردی که دنیا و آخرت را همچون دو چشم در کنارهم، همچون دو بال برای یک پرنده به تصویر کشید؛ مردی که دست های دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت. 

در سوگ شهادت امام حسن (علیه السلام )  

دهانِ هر پنجره‏اى كه امروز باز شود، رو به هواى مسموم كینه است و دهان هر غزل كه باز شود، از طعم گس مصیبت حكایت مى‏كند.

شهادت امام حسن (ع)

لحظه‏ هاى غریبى است كه دنیا با این همه اندوه، در قاب چشم ‏ها نشسته است.

كجاست مرهمى شفابخش براى زهرى كه در این ثانیه ‏ها رخنه كرده است.

مدینه با نخل‏هاى دل‏سوخته‏اش كه ریشه در آهِ امروز دارند، مرثیه‏اى مجسم است. چقدر قشنگ گفته ‏اند كه ماتم ‏ها به اندازه مهربانى آدم‏ ها وسیع می ‏شوند».

اینك نگاه می ‏كنم به سمت كریمانه‏ترین نام و گوش ه‏اى از رنج‏هاى بی ‏كرانه زمین كه در بقیع» جمع شده است.

مرواریدهاى كرامت در مدینه رسول، شیفتگی ‏هاى ماندگاری ‏اند كه مجتباى خاندان نبوت بر جا گذاشته است.

كاش خورشیدِ امروز با این عقربك‏هاى زهردار ساعت‏ها بیدار نمی ‏شدند!

كاش شبانه‏ترین حزن براى آوردن جگرخراش‏ترین صحنه، در نمی ‏زد!

كاش همسر، این همه دشمن نمی ‏شد!


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

سوال keyit aromatikplus webraelectric زندگی شیرین آموزشگاه آرایشگری زنانه تهران اخبار خدمات ثبتی و حقوقی از هر دری سخنی دانلود جدیدترین آهنگ های روز دنیا دانستنیها